خرید بک لینک

نمیدونم از کجا آغاز کنم. رابطه یک سال و نیمه تموم شده

وقتی وارد دانشگاه شدم اصلا نمیدونستم قراره ببینمش یا نه

رفتم لیست رو نگاه کردم اسمشو دیدم

فهمیدم الانم همینجاست

دستام ابتدا کرد به لرزیدن ولی ذهنمو آرام کردم و رفتم سر کلاس

یه لحظه در رو باز کردم که از کلاس برم بیرون با چهره اش مواجه شدم که مفصلا صورتش سمت من بود و داشت میرفت ولی احتمالا متوجه من نشد و منم خودمو مشغول در بستن کلاس کردم

اما اصلا احساسی بهش نداشتم حس کردم چقدر قیافش معمولیه

امدم خونه دیدم از خودش استوری واتساپ گذاشته ولی باز نکردم. نمیدونم چرا ابتدا کردم به چک کردنش بازدید هاش

متوجه شدم دیگه خیلی به ایتا سر نمیزنه و مدام واتساپشو چک میکنه و حتی آنلاین هم میمونه

دوباره دلتنگی و ... امد سراغم

تو با من خوب نبودی جانم، تو حتی به بهونه خوابم برد از چت کردن با من فرار میکردی، هیچوقت نمیخواستی منو ببینی، تو همیشه با من سرد رفتار کردی جوری که همه متوجه شدن. فقط وقت رفتن حالت بد بود اونم چون داشتی من و بقیه امتیازامو از دست میدادی...

هیچوقت یادم نمیره با چه شوقی برات گل تهیهم اما خیلی سرد ازم گرفتی

با چه شوقی اولین بار سوار ماشینت شدم اما محل نذاشتی و حتی لبخند نزدی

چقدر منتظر پیامت موندم ولی هر چند ساعت اونم به زور جواب میدادی و کلی بهانه برای انکارش

جلو خانوادم شرمندم کردی، تو با همه بی محلیات و سردیات حتی جلو خانوادمم تحقیرم کردی

چقدر از حرف و حدیث های پشت سرت گذشتم و گفتم عیبی نداره

از غرورم برات زدم و با همه بی محلیات گفتم خودم میام میبینمت اما وقتی رفتیم و گفتم چرا دیر جواب میدی و سردی گفتی من کار داشتم که دیر جواب دادم تو چرا رفتار متقابل به مثل کردی؟ درحالی که ۲ بار دیر جوابتو دادم چون حالمو بد کرده بودی

وقتی با خوشحالی بهت گفتم خوب یه اهنگ بذار صداشو کم کردی با سردی بهم گفتی هرموقع بگی میرسونمت خونه

هرچی خواستم که باهام حرف بزنی حتی تقریبا التماست کردم که بیا رابطه امون رو بسازیم خیلی مغرور شدی و اصلا بهم توجه نکردی

آره من رفتم ولی تو خودت باعث رفتن من شدی

بهتره من هم فراموشت کنم چون من هر بار رفتم جلو آیینه گفتم شاید من زشتم، شاید من خوب نیستم، شاید من آدم عوضی هستم، بار ها خودمو با بقیه دخترا مقایسه کردم...

اینا نشون میده تو چقدر آدم عوضی هستی، چرا اصلا دلم برات تنگ شه؟ بخاطر رفتار های زشتت؟ بخاطر سردیت؟ تو هیچوقت درست نمیشی! همون احساس اولی که دیروز دیدمت دقیقا درست بود. درواقع تو دیگه برام مردی و پرونده ات تو زندگیم دیگه تمومه

اگرم دیدمت محلت نمیذارم چون من خیلی با خودم سعی کردم کنار بیام اما نشد

من لایق یک رابطه با عشق و احترامم

زندگی روزمرگی من

HoMe
EmaiL
ProFiLe
MozHgaN

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 14:10

صفحه بندی